بیانیه شش دی پیشین و یادآوری ضرورت تدوین بیانیه شش دی 1392

که سردفتر امین مردمان است...

وجدان و تعهد، اساس و بنیان خدمتی است که ارائه می‌دهد و قانون، استناد لحظه لحظه‌هایش هست و آرامش و مدارا شیوهٔ کارش که به هم اندر از او خبره‌ای شگرف می‌سازد در تعامل با مردمان و تثبیت حقوق ایشان در اجتماع و مصون نگه داشتن حقی که به امانت پیش روی اوست از تجاوز و تعدی و تعلیق و درنوردیده شدن.

اما آنگاه که دستان حلقه شده بخشنامه‌ها و آرا و آیین نامه‌ها یکی پس از دیگری بر دامن او چنگ می‌یازند و اگرچه در این میان بخشی از آن‌ها به یاری او می‌شتابند اما بیشترشان تاری می‌شوند بس پیچیده که کم کم پیله‌ای می‌تنند گرد سردفتر، بس سخت و به هم اندر و ناگشودنی بین او و مردمان. و کدام جسم و روان را کدام یک از این حالات، قدرت بر دوام است و استقامت و پرداختن به کاری که در توان دارد؟ الا به مرارت الا به تلخی الا به رنج الا به اضطراب و استرس و الا به درد، که آیا قابل تصور است و شایسته، چنین احوالی و اینست معنای فراهم کردن بستر خدمت برای کاتب بالعدل؟

فاین تذهبون؟!

 

که سردفتر امین مردمان است...

آری و سردفتر امین مردمان است که پیر و جوان، آنگاه که خسته و نالان می‌شوند و ناامید از هر دری و شوری و نگاهی، جاری می‌شوند به سوی سردفتر برای امان ماندن از اینهمه دغل و کلاهبرداری و جعل و فسادی که از آن در هراسی عمیق اند، که او را امین خود می‌دانند تا از زبان او آنچه را برحق است بشنوند که ایشان همان خطاب شدگان کلام وحی هستند آنگاه که امر بر کتابت می کند بر کاتبان بالعدل .

اما افسوس از نگاهی که سردفتر را به تار خرده قواعد و بخشنامه‌ها و ایین نامه و دستورالعمل‌ها گرفتار بپسندد و تکلیف پشت تکلیف و زاید بر توان که مالایطاقش خوانند بر دوش او سزاوار بداند و هر رنجی را بر او آزمودنی شمارد و سردفتر این امین مردمان، این طنین اطمینان بخش مردمان از حق و حقوقشان، گام به گام خسته و خسته راه می‌پیماید به اعتقاد به ایستادگی، به اعتقاد به اصلاح، به اعتقاد به بهروزی، به اعتقاد به آرامشی که در پس این همه گرفتاری و تلخی در پیش است. اما به واقع اسارت میان این پیله‌های به هم اندر، براستی آیا قابل اجتماع است با ضروریات منحصر به فرد این حرفه، با مداقه در اسناد و آرامش در تعامل و تدبیر در همراهی با مردمان؟ الا به مرارت و سختی؟ الا به التهاب و درد؟ الا به رنج و زجر؟ که با اینهمه تار تنیده بر اطرافش که به ظرافت لایه بر لایه‌های مزید می‌گردد که گره خورده و باز ناشدنی‌تر از آن است که به این روشنی گشوده شود، که قاضی عادل باش که چه روایتی می‌شود حتی تصور حاصلی آمیخته از عمل به حق به استناد قانون و اقتدای اخلاق و التزام تعهد و اندوده به آرامش و مدارا، و انتظاری برای همراهی؟ همراهی با مردمانی که پناه‌شان و مامنشان و امینشان را به بند بند سطوری گرفتار می‌بیند که آمده بوده تا راهگشای او باشد... . و کدام جسم و روان را کدام یک از این حالات، قدرت بر دوام است و استقامت و پرداختن به کاری که در توان دارد؟ الا به مرارت الا به تلخی الا به رنج الا به اضطراب و استرس و الا به درد، که آیا قابل تصور است و شایسته، چنین احوالی و اینست معنای فراهم کردن بستر خدمت برای کاتب بالعدل؟

فاین تذهبون؟!

 

که سردفتر امین مردمان است...

و مگر نه اینست که سردفتر امین مردمان است، امین ماذون از سوی حاکم شرع، امین منصوب از ایمان قلبی و تجربی مردمان، و مگر نه این است که ید امین را مسوولیتش به تفصیل و مداقه در فقه و شرع و قانون بیان شده است آیا؟

فاین تذهبون؟

 

 که سردفتر امین مردمان است...

با جمله ی سردفتر امین مردمان است آغاز کردیم. درد بر قلم جاری شد و ناتوان ماندیم از مقاومت در برابر جاری شدنش بر سطور، اما به پایان می‌بریم کلام را با جمله‌ای که دنبالهٔ‌‌ همان جملهٔ نخست باشد:

که سردفتر امین مردمان است. آیا امین را حصر در قواعدی ضد و نقیض برای مراقبت، شایان است و در خور؟ آیا ناامن کردن روح و روان امین، و سوقش به سوی اضمحلال و زوال صفت امینیتش شایسته است و در شأن؟...

فاین تذهبون؟!

  

 که سردفتر امین مردمان است.که حکم امین معین است و معلوم و مبرهن است و مقطوع. که تنگ نظری در گامهایی که برمی‌دارد شایسته‌ی تلاشش و نگاهش و ناآرامی‌اش و اضطرابش و نگرانیش و راهی که ترسیم کرده قانون برایش نیست. که کاش صبح روشنی از راه برسد به امتداد نگاهی مهر‌انه‌تر به کاتب بالعدل و تامین امنیت روح و روانش و آرامش جسم و جانش برای راهی که می‌سپارد به تلخی و عسر و حرج، به درد، که سردفتر امین مردمان است...

 

و در پایان مقارن با روز ششم دی ماه، ضمن تاکید بر اینکه تبریک شایستهٔ قومی است که چه رنجها به جان خریده به امید گشایشی که با رسیدن نفحاتی در سالهای اخیر، نویدش را به خویش داده‌اند و امیدش را در دل روزنهٔ روشنی نگاه داشته‌اند به انتظار روزی که می‌آید... روزی که می‌آید... روزی که می‌آید... به فال نیک می گیریم و گرامی می‌داریم تقارن دویست و هشتاد و دومین روز سال، ششم دیماه و تیمنش با دویست و هشتاد و دومین آیه از بزرگترین سوره قران که آیهٔ دستور الهی است بر کاتب بالعدل. سردفتر روز و روزگارت به برکت و آرامش و دلخوشی هایت مستدام که ثبت روزی به نامت، کمترین است در حقت...

 

و العاقبه للمتقین

ششم دیماه یکهزار و سیصد و نود شمسی

برابر با دویست و هشتاد و دومین روز سال منقش به نام سردفتر

/ 15 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
صولت یاوری

سلام بر سردفتر سهرابی ( باذکر ماخذ ) امید است امروز با توجه به نزدیک شدن 6 دی روحیه ات بهتر شده باشد . سوارکار و دوستدار اسب واسب سواری باید روحیه اش خیلی با نشاط باشد . ارادتمند

رهگذر

بسیار زیبا و متین .اما صد افسوس که گوش شنوایی نیست تا بشنود ودیده ای نیست تا بنگرد و دلی نیست تا بگیرد.ولی ناامیدی را باید به کناری زد و بر این کوه سختی که در پیش قرار گرفت باید آنقدر کوفت تا سر تعظیم فرود آورد وتا راهی باز شود به روشنایی.وامیدوارانه باید زمزمه کرد که"اندکی صبر سحر نزدیک است".

امینی

سلام و عرض ادب . همان حلاوت پیشین را داشت و بحمدالله جوانه زد . منسجم و با چشمانی باز نگاهبانش باشیم که به ثمر بنشیند و گرنه می شود گیاه یک ساله !

فرامرز جمشیدی

وظایف کانون به شرح زیر است:[۱] فراهم کردن موجبات پیشرفت علمی و عملی سردفتران و دفتریاران ایجاد وحدت رویه در جهت اجرای مقررات و نظامات در دفاتر اسناد رسمی با تائید سازمان ثبت اسناد و املاک کشور اداره امور مالی کانون از قبیل تنظیم بودجه- وصول درآمدها- پرداخت مخاج- تهیه طراز نامه کمک به اشخاص بیبضاعت از طریق راهنمایی آنان به دفاتر اسناد رسمی به منظور تنظیم و ثبت اسناد آنها بدون دریافت حق تحریر انجام دادن امور مربوط به بیمه بازنشستگی و صندوق تعاون سردفتران و دفتریاران موضوع مواد ۵۶ و ۵۷ و ۶۸ قانون دفاتر. کانون سردفتران تهران مکلف است کلیه سردفتران و دفتریاران را از محلی وجوه موضوع ماده ۵۵ این قانون برابر آئین نامه مصوب را بیمه کند همکاری با سازمان ثبت اسناد و املاک کشور دربازرسی و نظارت در امور دفاتر اسناد رسمی و ازدواج و طلاق در هر مورد که کانون از تخلف یا سوء شهرت سردفتر یا دفتر یاری اطلاع حاصل کند باید پس از رسیدگی مقدماتی مراتب را به سازمان ثبت اسناد و املاک کشور گزارش دهد. تنظیم و تصویب آئین نامه استخدامی کارکنان دفاتر اسناد رسمی رسیدگی به اختلافات ناشی از روابط شغلی میان سردفتر و دفتریار و اعلام نظر قطعی کا

فرامرز جمشیدی

تاکید بر ثبت روز "سردفتر" و هفته سند رسمی، حرمت گزاردن به مصوبه نشست شش دی 1391 روسای جوامع و کانونهای سردفتری و بیان این مساله در مذاکرات ریاست محترم کانون با ریاست مجلس است. ........................... همکار محترم ؛ سرکار خانم سهرابی سلام و عرض ادب و احترام خواهش می کنم چنانچه بزرگوارانه تصمیم به انتشار این کامنت گرفتید ، کامنت قبلی که شرح وظایف و حدود اختیارات کانون ها و جوامع هست را نیز منتشر نمایید و برای امثال من که سواد حقوقی ندارند ، بفرمایید نامگذاری 6 دی با کدام بند از آن مطابقت دارد ! ضمنا" چون همایش سال گذشته رسما" لغو شد بر من منت بگذارید و بنویسید غیر از حضرتعالی ، کدامیک از بزرگان حرفه حضور داشته اند . از اینکه ( ضرورت امروز ) را به ما تازه واردین یادآوری می نمایید ، کمال تشکر را دارم . با تبریک چند باره به مناسبت 6 دی ارادتمند : جمشیدی

فرامرز جمشیدی

بسم الله النور همکار ارجمندم ؛ سرکار خانم سهرابی سلام و عرض ادب و احترام سعی و تلاش شما برای تثبیت 6 دی به عنوان " روز سردفتر " را ارج می نهم ، گر چه با آن موافق نیستم ! اما سئوال من اینجاست بیانیه ای که منتشر کرده اید مربوط به سال 1390 است و تحت عنوان بیانیه سردفتران وبلاگ نویس به مناسبت روز سردفتر در آدرس زیر منتشر شده است : http://irnotary.blogfa.com/post-516.aspx احتمالا اشتباهی رخ داده ، چون مرقوم فرموده اید : بیانیه شش دی پیشین و یادآوری ضرورت تدوین بیانیه شش دی 1392 برای حفظ توالی در صدور بیانیه ، اگر ممکن است بیانیه ی سال 1391 را نیز منتشر نمایید . با احترام فراوان – جمشیدی

سردفتر

،قای جمشیدی اقدام به درچ نام روز دفاتر اسناد رسمی در سایت کانون مرکزوتغییر نام مصوب شده پارسال به روز دفاتر اسناد رسمی توهین رسمی به تصمیم روسا نواب روسای جوامع و کوانین سردفتری است وکانون باید پاسخگو باشد.حضوردرجلسه ای که کانون باتغییرمصوبه روسای جوامع اقدام به برگزاری آن کرده و وقعی بر تصمیم سال گذشته ما نداشته مایه خسران و وهن جایگاه جوامع و کوانین است این اختللاف آفرینیها در آستانه تولد شورایعالی سردفتری جز تغییردیدگاه جامعه ها و کانونهای سردفتری و بی اعتمادی به کانو مرکز اثری نخواهدداشت

همکار

مرغعکی اندرشکار کرم بود آمدش صیا دواورا درربود

همکار

باسلام بر سرکارخانم سهرابی وجناب جمشیدی دوستان عزیز وگرامی شما دوبزرگوار درهمایش پنچم سنگ تمام گذاشته و درکنار هم مانند دویا ردیرین ازهیچ تلاشی برای برگزاری همایش فرو گذار نبودید وهمگان یکی از رازهای موفقیت این همایش را همکاری شما دوبزرگوار می دانند . لذا به نظر بحث های ادامه دار این چنینی درخصوص یک روز مهم که هردو بزرگوار به یک مقصد می روید ، زیا د خوش آیند نیست . انشاء اله سال آینده با تصمیم جمعی وحتی با رای ویاهر طریق دیگری موضوع حل وفصل خواهد شد . با تشکر واحترام

همکار

منظورم بیان موجزترین وکوتاه ترین حکایت مثنوی بود خواستم عرض کنم اگر خودمان را به مسائل جزئی مشغول کنیم وبا هم جدال کنیم صیاد !!!مارا شکارخواهد کرد . مرغی مشغول صید کرم بود که صیاد از این غفلت سود برد و وی راشکارکرد. لذا مانباید درگیر امور لفظی و ساده بشویم وگرنه کیش ومات با یک حرکت حتمی خواهد بود .