آخرین نفس های 1392

سال 1392 هم آرام آرام آرام پای در رکاب تحویل به 1393 می شود و چشم در چشم فرا رسیدن بهاری می شویم که بی شک طراوت و نشاطش و شور و هیجانش اگر بیشتر از سال قبل نباشد نباید کمتر از آن هم باشد.

بی تردید، هرآنچه از خیر و نیکی و آرامش و نشاط و شور و هیجان و سلامت و شور و نیکی برای روز و روزگار پیش رویمان از هستی مطالبه کنیم همان به سویمان جاری خواهد شد و پس بی شک باید روز و روزهایی نیک و نیکو را چشم انتظار باشیم برای عبوری خوش و نیک و خیر و سلامت از روزهای سال پیش رو.

داشتم روزها و ماهها و فصلهای سالی که گذشت را تورق می کردم برای تانی در آنچه گذشت و آنچه خواهد گذشت. سالی که چقدر پر فراز و نشیب گذشت. سالی که شروع جدی مجددی بود برای بازگشتم به حرفه ی سردفتری، که دل از آن کنده بودم و تمامش را به خدا سپرده بودم و می رفتم تا عابر این حرفه باشم اما نشد و به چشم بر هم زدنی، با دست رد خوردن به سینه ی استعفایم، تا به خود آمدم دوباره نقش سردفتری از نو حک شده بود بر پیشانیم.

بهارش به بازگشتنم به آغوش سردفتری گذشت. تابستانش به اتفاقی شیرین در روزگار دوستی هایم و پاییزش به تحولی در حرفه ی سردفتری و تنظیم اسنادش و راهی جدید که در حال عبوریم از آن که تکان داد تاریخ دفتر و دفترخانه و سند و سردفتر را و انشاله که سرانجامی خیر و نیکو در انتظارمان است از این رهگذار. و همچنین تحولی نیکو  با انتصاب بانو مولاوردی، سردفتر فرهیخته به معاونت ریاست جمهوری و عضویت یک سردفتر برای اولین بار در تاریخ سردفتری کشور در هیات دولت آن هم بانویی سردفتر که مایه ی مباهات جامعه ی سردفتری کشور شد. و اما زمستان. زمستانی که با شوقی برای اتفاقی بزرگ آغاز شد اما تلخ گذشت. زمستانی که بنظرم به سردی و بیماری و بیشتر تمرین صبوری و تحمل و تلاش گذشت برایم برای عبوری آرام و با طمانیه از روزگار پردرد و رنجی که گاهی بیماریها، گاهی روزگار، و گاهی نفرات جاری می کنند در هستی.

و حالا روزهای پایانی این زمستان سخت چنان با شتاب می گذرد که باورش هم سخت است. زمستانی که بسیار سخت گذشت. سخت تر از همیشه. دردناک و پرتلاطم و پر رنج.

آنقدر سخت که راحت بگویم آخرین فصل سال 1392 سخت ترین زمستانی بود که طی سالهای اخیر پشت سر گذاشته بودم. این حجم بیماری و درد، را مدتها بود نچشیده بودم. آنقدر ممتد و طولانی و پرتلخی که اگر نبودند برخی دوستان بی نظیر و همیشه دوست داشتنی، بی شک عبورم از آن روزها شدنی نبود که نبود.

و حالا که سال 1392 را مروری کلی می کنم می بینم در کنار حجم عظیمی از دلتنگی که همیشه برای یگانه همراه بی نظیرم، همراهم بوده، دوستانی که لحظه لحظه بودنشان جرعه جرعه آب حیات بوده برایم در روزگار سختی ها، بهترین اتفاق این سال بود برایم. دوستانی کم نظیر که از دور و نزدیک این کشور، در سختی ها همراهم بودند و در مشکلات یاورم.

حالا دیگر مدتهاست، یزد و میانه و نی ریز و مراغه و مشهد و زاهدان و قم و اصفهان و خوزستان و بوشهر و کرمانشاه و اردبیل و شهرکرد و اراک و زنجان و سبزوار و کاشان و شهرضا و گیلان و مازندران و بجنورد و سمنان و مهاباد و لرستان و یاسوج و تهران و دماوند و خیلی شهرهای دیگر که ذهنم یاری نمی دهد، شهرهای مهربانی سرشار از دوست هایی آنقدر زلال و همکارانی آنقدر فرهیخته و دلگرمی بخش هستند برایم که زیستن میان روزگار سخت را آرام می کنند و هموار. حالا مدتهاست که بخاطر بیماری و ضعفی که غالب بوده بر روزهایم، شرمنده ی کم فعالیت بودن و سراغ نگرفتن از این دوستان جان هستم. امیدوارم که ارزوی بهترین هایی که از همینجا برای یکایکشان می کنم و روزهای خوشی که در پیش خواهند داشت، کمی از کوتاهی های حقیر را بخشاینده باشد و روز و روزگاری نیکوتر از همیشه با آغاز سال نو برای یکایک بزرگوارانی که با تمام وجود مدیونشانم در پیش باشد.

 

پی نوشت:

بهترین اتفاق این سال، دوستان نابی بودند که کم نظیر همراهانم امسال بودند در عبور از تلخی ها و سختی ها و آنقدر به بودنشان عادت کرده ام که این روزها زیاده شکرگزار یگانه خداوندگار عالمیانم برای اتفاق دوستی شان که بی بهانه پیش رویم گزارد و اینهمه زلالی و شفافیت و مهر و صداقت سهم من شد از این رهگذار کم نظیر رویایی.

/ 9 نظر / 9 بازدید
افق سردفتری

با سلام ودرود واحترام سال نومی شود.زمین نفسی دوباره می کشد.برگ ها به رنگ سبز در می آیند و گل ها لبخند می زنند و پرنده های خسته بر می گردند و دراین رویش سبز دوباره..ما...سردفتران کجا ایستاده اییم.سهم ما چیست؟..نقش ما چیست؟ ..رسالت ما چیست .... وسال نومبارک...پیشاپیش

امینی

سلام و عرض ادب و احترام . همچون همیشه سلامتی و بهروزی و رفع نگرانی ها و سختی ها را آرزومندم و امید است بازگشت شما به حوزه فعالیت های سردفتری همچون گذشته به صورت خاص و عام باشد تا هر کس در حد توان و همت خود تلاشی در اعتلای حرفه بنماید . باشد که همیشه آثار ما برگذشت سال ها باقی بماند .

گمنام

عرض سلام و خسته نباسید.سال خوبی رو براتون آرزو میکنم و امیدوارم کسالتتون برطرف و سلامتیه کامل حاصل بشه.انشاالله

لطیف فلاحی

همکار عزیز "بزرگوار وارجمندم سرکار خانم سهرابی ضمن عرض سلام وادب امیدوارم سالی سرشار از سلامتی وسربلندی وشادابی برای حضرتعالی وهمکاران وخانواده محترمتان باشد آرزو می کنم در سال جدید در عرصه سردفتری سالی بسیار عالی ودر زندگی سالی پر از امید "موفقیت "و نتیجه برایتان باشد از اظهار لطفتان به استان لرستان واین حقیر تشکر می کنم

مسیح

من اصلا از کسالت شما بی اطلاع بودم امیدوارم هرچه سریعتر بهبودی کامل حاصل بشه آرزوی سالی خوب، توام با نعمت بزرگ سلامتی برای شما و مهندس عزیز را دارم خیلی سلام برسونید . . شادیتان را آرزومندم

نصیری

سلام و تشکر سردفتر خانم سهرابی بنده نیز به نوبه خود این ایام را به شما تبریک عرض نموده و سالی پر از موفقیت و سرزندگی و شادکامی را برایتان و خانواده محترمتان آرزومندم . و البته شما خودتان سرشار از محبت و انرژی مثبت هستید .

میرزا بنویس

سلام سردفتر سهرابی سال 92 علی رغم اینکه علی الظاهر میبایست بعنوان سال طلائی در تاریخ دفاتر اسناد رسمی ثبت میشد و ذخیره وقت و تامین امنیت روحی مردم و اهالی حرفه کتابت را به ارمغان میاورد به دلیل شعارزدگی و بی توجهی به نظرات کارشناسی و چشم بستن بر واقعیتها نه تنها نتوانست شرین کامان کند که تلخی مرارتها و توهین به ساحت مقدس کتابت در تاریخ ماندگار شد و تصور میکنم متولیان و مجریان این بازی در پیشگاه خداوند و تاریخ باید به سختی جواب بدهند .... سختی و تلخی روزگارتان در این سال را بخوبی حس میکنم و اگرچه امیدوار نیستم ولی چشم به سال جدید دوخته و آرزوی رفع مصائب و مشکلات را برای همگی و رفع کسالت ها و سلامتی و شادکامی را بطور اخص برای حضرتعالی آرزو مینمایم

صولت یاوری

باسلام برسرکارخانم سردفتر سهرابی گرامی ضمن تبریک سال نو امید است سال نو سالی شاد وسبربرای شما وخانواده گرامی ونیز خانواده بزرگ نویسندگان راست کار باشد. لباس سبر وبلاگ فراموش نشود زمستان به آخر رسید. شاد وبهاری ومانا باشید. ارادتمند یاوری

گمنام

سلام و روز به خیر دارم خدمت سرکار.بنده،یک بنده ی ناچیز خداوند هستم.