باران توئی

سالن بیقرار است. بی قرارتر از خرداد 1392. که گامها آنگاه که فقط امید است از زمین تا به آسمان متفاوت تر است از وقتی که تبدیل می شوند به حرکتهایی جدی.

 

روحانی

صدای گامهای رییس جمهور که در سالن می پیچد سالن یکپارچه شور و هیاهو می شود و بغضی که ناخوداگاه میان شوق بسیاری از حضار شکسته می شود... جشن انتظار و امید، استقبالی است و سپاسی است از (به قول مهتاب کرامتی) قدردانی از فاصله گرفتن از 360 روز پیش. و فرصتی برای لحظاتی شنیدن حرف دل مردی از جنس ادب و حرمت و صبوری و حوصله و اقتدار. که در همان چند ساعت نیز نشان داد، بردباری و ادب را مقدم بر تمام ویژگیهای مقتدرانه اش، سرلوحه ی تعاملاتش دارد.

 

حاشیه های جشن «انتظار و امید»

مردمان همه نشسته اند. از همه کسوت. از پیر و جوان، آزاده و خانواده ایثارگر و جانبازان و نخبگان و دانشگاهیان و اقوام و هنرمندان و در یک کلام نمایندگان مردمان این سرزمین امیدوار.

روحانی در جشن انتظار و امید (عکس)

و آنگاه که همگان به احترام سرود ملی برپا می خیزند و زمزمه های لبریز تمنای وحدتی ماندگار به سوی رشد و توسعه ای پر اقتدار نماینده ی یکصدایی حاکم بر سالن می شود...

نماینده ی دانشجویان که صحبت می کند سالن بی قرارتر می شود نماینده ی دانشگاهیان جناب آقای دکتر هاشمی که باستناد تمام اصول شرعی و حقوق اولیه ی بشری نکته سنجانه و ظریف و دقیق سخن از حقوق اساسی به نیکی می رانند سالن را سراسر شعفی عمیق از شیرینی حقوقدانی می کنند. نماینده ی اقوام که صحبت می کنند یکدلی عمیقی تمام یکرنگی کم نظیری را به جمعیت رونق می بخشد و یکدست تشویق حضار نشان پررنگی می شود از همدلی که در افق نگاه همگان این حضور است.

 

 

حاشیه های جشن «انتظار و امید»

مهتاب کرامتی که از گشوده شدن قفلها و امید به گشایش قفلهای بعدی گفت همه همصدا همراهیش کردند و حجت الاسلام نقویان از ضرورت نیک سخن گفتن با دنیا گفت و همسر اولین شهید خلبان که از اعلام حمایتشان از دولت تدبیر و امید گفت و از انتظارات و فردایی که چشم انتظارش هستیم تالار وزارت کشور باز شوری پرتلاطم یافت برای همراهی با تمام کلماتی که آنروز هر کدام به زبانی روایت شد برای مرد اول دولت تدبیر و امید.

/ 1 نظر / 28 بازدید
نوبخت

[متفکر]