شش/امین-اراک- اردیبهشت 1393

بالاخره تلاش مستمر و سخاوتمندانه ی سه تفنگدار، سردفتران محترم، جناب آقایان اخوان هزاوه، کریمی و فریدنی به ثمر نشسته و ششمین همایش سردفتران و دفتریاران وبلاگنویس در آستانه برگزاری است. بالاخره ثانیه به ثانیه به برگزاری این هم اندیشی نزدیک و نزدیک تر می شویم و نوای دل انگیز همراهی ای دیگر و بیعتی دوباره با آرمانهایی عمیق و دقیق و بر طریق که به دیده پروریده شده در دل یکایک همراهان این مسیر بیش و بیشتر می شود هر آن در چارچوب اهداف متعالی حرفه ای.

سبزه زارهای کوچک و بزرگ در کنار غول های فلزی بزرگ صنعت که بعد از بیابانها پدیدار می شوند نوید بخش ورود به شهر اراک هستند برایم و امید بخش برای پایان راه و انتظار و سفر. به این می اندیشم که قرار بود نباشم. به اینکه چطور مرخصی ام قبل از برگزاری این همایش به هم خورد و مجبور به برگشتن از مرخصی در این بازه زمانی شدم و در همین مدت محدود بازگشت از مرخصی، مقدمات برگزاری این همایش فراهم شد و جلسه ای که قرار نبود موقع برگزاریش باشم را حاضرم.

به این می اندیشم که چه خوشحالم از اینکه این بار نیز در حاشیه ی این جمع هستم و می توانم نظاره گر پویایی گروهی باشم که همدلانه مقتدرانه مطالبات خود را فرا می خوانند و مستمرانه قلمی که روزها در دست و بر سند دارند بعد از پایان کار نیز بر سطور وبلاگها می نشانند و دست از نوشتن بر نمی کشند اما این بار در راه مطالبات و بیان دردها و خواستن خواستنی هایشان و همراهی با همکارانشان.

به این می اندیشم که چه خوب که به همت این سه یار دبستانی این نشست نیز بدون تاخیر و در کمال ابهت رو به برگزاری است. به اینکه این مسیر انگار دیگر قدرتمندتر از آن شده است که بتوان در مورد برگزار شدن و نشدنش تردید کرد و هر بار به چشم بر هم زدنی با یافتن همت های نیکوی این مسیر، برگزاریش را تثبیت می کند. به این می اندیشم که این طفل نونهال دیگر ریشه دوانیده است و اگرچه گامهایش هنوز آنچنان سنگین نیست و گاهی نابگاه بر زمین می نشیند و گاهی بازیگوشانه مشغول حواشی می شود و گاه هم بی محابا و عجولانه می دود اما با چنان برق امیدی حتی همین گامهای تند و سریع و عجولانه اش را بر می دارد که عشق رسیدن و رویای پرواز در لحظه لحظه ی هر قدمش هویداست.

به این می اندیشم که این جمع صمیمی، بی هیچ چشمداشتی، بی هیچ توقعی از دیگرانی که در کنارشان هستند، با همتی تک به تک و یک به یک، با مشارکت، با همراهی، با همدلی و با استمرار تلاش و استمرار امید، با زنده نگه داشتن اهداف و حرکت، با وحدت و یکدلی، خواسته یا ناخواسته در یک حرکت جمعی، بنیانگزاران و علمداران یک نهاد قدرتمند مدنی شده اند که اگر چه روند تشکیل آن در فضایی صنفی و آرام شکل گرفت اما حالا گفتمانی معقول و مستدل و گویا و گسترده شده است در دل جامعه، متشکل از حقوقدانانی ظریف اندیش با درونمایه ی مشارکت عمومی در جریان مطالبات حرفه ای در بستر اجتماع.

به این می اندیشم که بزرگترین دستاورد این نشست ها را امروز باید استمرار امید و به بار نشستن تداوم و استحکام این حرکت به معنای واقعی کلمه دانست.

به این می اندیشم که چه خوشحالم از این تمرین مشارکت یک گروه صنفی با عقاید و نگاههای متنوع و متفاوت اما با هدفی متمرکز و افقی ترسیم شده ی مشترک در کنار تمام معادلات پیچیده ی جامعه ی انسانی که لرزه و پس لرزه های خاص خود را دارد.

 

ورود:

از محوطه سرسبز و ایوان بزرگ هتل امیرکبیر که عبور می کنم هیجان همایش پیش رو را احساس می کنم. ظاهرن اولین نفر از مسافران این نشست هستم که وارد سالن می شوم. آقای سردفتر اخوان در مسیر حرکت به سوی هتل هستند و دو تفنگدار دیگر نیز در راهند. لابی هتل را برای انتظار سایر همکاران ترجیح می دهم و با ورود سردفتر اخوان هزاوه، به مروری بر برنامه های فردا و جزییات همایش می پردازیم. در حین نوشتن برنامه و بررسی پیشنهادات، سردفتر اخوان مرتب از همکاران در مسیر خبر می گیرند و از آخرین اخبار مسافران همایش مطلع می شوند. کم کم سردفتر کریمی و سردفتر فریدنی نیز به ما می پیوندند و پس از بحث و بررسی بر سر برنامه های پیش رو، ساعاتی را به گفتگو و شنیدن تجربیات گرانبهای این بزرگواران می گذرانیم. همکاران یکی پس از دیگری وارد سالن می شوند و به بقیه می پیوندند. قبل از رفتن به اتاق و استقرار در هتل آقای سردفتر اخوان ضمن دعوت به شام، بر جلسه پیش نشست پس از شام تاکید می کنند و همه به سوی اتاقها و برخی نیز به طبقه 5 برای صرف شام راهی می شوند.

پیش نشست:

پس از شام، جلسه پیش نشست برای دقایقی و با نفرات محدود برای جمع بندی کلیات در کافی شاپ هتل انجام می گیرد و برای برقراری پیش نشست همه به سوی ایوان برای استقرار راهی می شوند. میز و صندلیهای حصیری کنار هم چیده می شوند و جلسه شروع می شود. بعضی از همکاران با اعلام اینکه نیاز به استراحت دارند از حضور در جلسه انصراف می دهند و بعضی نیز هنوز در مسیرند تا به اراک برسند جلسه با حضور تعدادی از همکاران آغاز می شود. هوای یخ زده ی شبانگاهی اراک سرما را تا مغز استخوان همراهی می کند و نم نم بارانی که آغاز می شود نشستن برای امتداد جلسه را سخت تر می کند اما همه محکم و جدی برای ادامه جلسه دوام می آورند. جلسه طولانی می شود و دوام نزدیک به سه ساعت همه در هوای چنان سردی قابل تحسین است.

جلسه مدام به دل مشکلات حرفه کشیده می شود و برای رها کردنش از قید مشکلات در جریان دفاتر، انرژی زیادی می برد. نقد و نگاهی به همایشهای پیشین و آنچه به سوی آن در طول همایش پیش رو روبروییم و اولویت بندی مباحث، یکی یکی به رای گزارده می شود و من مدام برای مدیریت ناقص جلسه تذکر می گیرم! همکاران حرف برای گفتن زیاده دارند و مسائل راه حلهای متعدد دارد و نظرات متنوع موافقان و مخالفان هر مبحث نفس ها را به شماره انداخته است. سرمای هوا کاملن همه را تحت تاثیر قرار داده و با وجود بارش باران، هیچکس از سر میز برنخاسته و همه تاکید به جمع بندی مباحث دارند!

مباحث به رای گیری گزارده می شود و با افزایش سرما، جلسه به پایان می رسد و همکاران سریع میز را ترک می کنند تا فردا سر ساعت برای جلسه حاضر شوند.

نزدیک به چهل دقیقه از پایان جلسه می گذرد اما تقریبن اکثر افراد حاضر در جلسه، همچنان سرپا در حال بحث و گفتگو بر سر مباحث کلان و مشکلات مبتلابه دفاتر هستند. لرزیدن از سرما در چهره ی یکایک همکاران مشهود است و اینهمه ذوق و هیجان و اصرار برای تداوم گفتمانی که امید به نتیجه رسیدنش دارند تحسین برانگیز است.


/ 8 نظر / 21 بازدید
ارنست

سلام قالب وبلاگت خیلی قشنگه بخصوص رنگ سبزش ولی مطالبت رو فرصت نکردم بخونم ![چشمک]

امینی

سلام و عرض ادب . یقینا این بخشی اول است و منتظریم برای بقیه مطالب از قلم همکار جوان و ارجمندی که تلاش وی در برگزاری اولین نشست و همکاری و تلاش اش در بقیه نشست ها تا کنون فراموش نمی شود و از خاطر زدوده نمی گردد . به یقیین هر چه بزرگتر می شویم حواشی ما نیز نمود بیشتری پیدا خواهد کرد و این خیر است انشاء الله . تجدید دیدار به همت همکاران بزرگوار در آن محیط خوب سعادتی بود . در انتظار باقی مطالب .

محضری کوفکا

با سلام وادب زیبا بود سفرنامه کوفکایی هم خالی از لطف نیست

من، شاید یک سردفتر

آفرین مرجان!

شکوهی 18 مهاباد

با سلام و عرض ادب دوست من شادی ما بیشتر نتیجه پویائی وکنکاش ما در زندگیست ،چرا که درتلاش برای رسیدن لذتی هست که در خود رسیدن نیست . وپس از هر رسیدنی وسوسه و احساس نیاز به حرکت دیگر غیر قابل اجتناب میباشد . گزارش جامع و پر بارتان به سبک ( من شاید یک سردفتر ) که چندیست قلم را غلاف کرده ستودنی بود ، خدای را شاکرم که سعادت این همنشینی ( در معیت بزرگواران این فن کتابت ) را برایم میسر گرداند همچنین در خصوص برگزاری بی عیب و نقص این همایش دست مریزاد میگویم به برادران اراکی مان جناب آقای کریمی وفریدنی و اخوان بزرگوار و سایر دست اند کاران نشست . ضمنا" من نیز چون جناب آقای امینی منتظر بقیه حواشی این همایش هستم . با تشکر

ساداتی ندای قلم

سلام وارادت همچون گذشته بسیار زیبا وتوصیف عالی تر نگارش شده است دوازلحظه لحظه ورود وتا پایان نشست وارد موضوعات جزی وکلی شدن نشان از صبوری وبردباری شما دارد واینکه تمامی موارد را زیر نظر داشته باشید بسیار عالی ست واین یکی ازصفات نیک شماست که علاوه بر حضور درتمامی همایشها اینطور دلسوزانه مسائل را بررسی می کنید امیدورام درنشستهای بعدی ازتجربیات شما بیشتر استفاده شود موفق باشید

صولت یاوری

باسلام برسرکارخانم سهرابی حضور درهمایش درکنارشما موجب شد که علیرغم تمایل بنده برا ی ارائه گزارش گروه نقد وبررسی طرح اصلاح قانون ، دراجابت اصرارشما گزارشی اعتراض گونه بگویم .ولی به هرروی ازحضور درهمایش ششم خوشحالم ایمداست همایش بعدی گامی به جلو باشد .میزبانان نیزسنگ تمام گذاشتند ومحبت را به کمال رساندند. 20