اوراق باطله در دستان نسیم صبح
آینه‌ی روزمرگیهایم، غوطه ور در تلاطم امواج خروشان این روزها. در تلاش برای قامت راست نگه داشتن میان طوفانی که می‌گذرد برما... راوی روزگار سختی...
نویسنده: رویای مرجانی/مرجان رویایی - ۱۳٩٤/۱٠/۱٩

این دنیای فانی و این عمرهای بی قرار...

تا امروز ذهنم زیر بار پذیرفتن نبودش نمی رفت. مدام چشم براه خبری خوش بود که ناگهان همه چیز را برهم زند و سفیری خوش خبر فریاد زند که این مسافر هنوز نفس دارد ندا دارد نگاه دارد و در راه است که برگردد... ذهنم ساخته بود برای خودش روزهای برگشتش را... تااینکه امروز شنیدم که پیکر مرحوم حاج عبدالله خادمی عزیز و گرانمایه که بی تردید و بلاشک، نبودش خسران بزرگی بر جامعه ی سردفتران و حقوقدانان این حرفه در کشور است به خاک برگشته. ناخوداگاه تمام وجودم سرد شد از شنیدن این خبر یخ زده ی در دل زمستان.

دوران کوتاه امتحان پس دادن بشری، ناخوادگاه تر و سریع تر از آنکه انسان به خویش بیاید انگار ناگهانی و به یکهو به سر می رسد و دفترچه ی آزمون از پیش روی انسان برداشته می شود. خوش به سعادت استاد خادمی عزیز که چه یادهای خوبی و چه مرامهای نیکی و چه خاطرات شیرینی از تمام قد مروت و جوانمردی و شهامت و نستوهانگی برجای گذاشت در تمام ذهنهایی که از کنارشان گذشت.

بی وقفه دلگیرم و چشمانم خیسی ناخوداگاهش ارام ندارد از این تلخی بی وسعتی که به واسطه ی نبودشان در وجودم نشسته است.

کلمه ی "نستوه" اش خطاب به خودمرا که اولین بار از زبانش در اولین پیامی که در پایین نوشته های شوریده سرانه ی آن روزهای ابتدایی سردفتری ام خوانده بودم هنوز که هنوز است با همان رنگ و آب و تکیه ی کلام که بعدها در نشست های حضوری از ایشان شنیدم درذهنم پیچیده و یک عمر یاد و خاطرش گرامی تر از هر گرامی برایم زنده و پرانرژی و شور در پاکترین گوشه ی یادهای ذهنم خواهد ماند.

جایگاهتان متعالی بزرگوار برادر سراسر مهر و دانش و استواری و متانت و شرافت و عزت. خداوند در نبود این وجود نازنینتان به خانواده ی محترمتان صبوری به ایشان عطا کند و به خودم و جامعه ی سردفتری و تمامی دوستان و همکاران این بزرگ مرد، فقدانشان را و اغاز سفر ابدیت، سبکبالانه و پرشتاب را تسلی خاطر می گویم.

راهشان پر از همگامان استوار گامشان انشالله.

نویسنده: رویای مرجانی/مرجان رویایی - ۱۳٩٤/٩/۱۳

هرچه تلاش کردم توانم یاری نکرد برای نوشتن از باور سفر به ابدیت جناب اقای حاج عبدالله خادمی، از سفری از دل پاکیهای ناب سرزمین میثاق با پروردگار عالمیان تا پروازی و عروجی به سوی دوست.

پیام معاون محترم رییس جمهور، سرکار خانم شهیندخت مولاوردی را دیدم و بسنده کردم به بازنشر آن. باشد که روزی بهت و حیرت از کلماتم کنار برود و سطوری یارای نوشتنم در خصوص این روزهای سخت و ثقیل و باورنکردنی فقدان این مرد بزرگ، باشد.

 


پیام تسلیت #معاون_رئیس_جمهور ؛ #شهیندخت_مولاوردی به جامعه ی حقوقی و سردفتری:

"و من یخرج من بیته مهاجرا الی الله و رسوله ثم یدرکه الموت فقد وقع اجره علی الله"

سرانجام بعد از ٧٠ روز انتظار و امید، خبر جان باختن همکار فرهیخته و گرانمایه مرحوم حاج عبدالله خادمی سردفتر اسناد رسمی شماره یک مهاباد در فاجعه منا تأیید شد و تقدیر الهی چنین مقرر شد که روح این مهاجر الی الله و این عبد خدا برای همیشه در جوار حرم امن الهی آرام گیرد. اینک خانواده سردفتری کشور در ماتم یکی از بزرگان اخلاق و سرآمدان و  خبرگان حرفه خود ناباورانه به سوگ نشسته است.
ضمن عرض تسلیت این مصیبت بزرگ به جامعه سردفتری کشور و به ویژه جامعه سردفتران و دفتریاران استان آذربایجان غربی، از خداوند متعال برای آن مرحوم علوّ درجات و برای خانواده محترم و بازماندگان ایشان صبر و اجر مسألت می نمایم.

امید است جمع آوری و تدوین آراء، نظرات، نوشته ها و تحلیل های حقوقی آن عزیز سفر کرده میراث ماندگار و باقیات صالحات از تلاشهای بی وقفه ایشان برای آیندگان باشد.

شهیندخت مولاوردی
معاون رییس جمهور


_____________________________
◀️لینک صفحه اختصاصی معاون رئیس جمهور؛ شهیندخت مولاوردی:
https://telegram.me/molawerdi

نویسنده: رویای مرجانی/مرجان رویایی - ۱۳٩٤/٧/٦

جناب آقای عبدالله خادمی، سردفتر اسناد رسمی شماره یک مهاباد (از مفقودین حادثه ی تلخ منا)

 

کلمات را با دقت و تاکید خاصی که امواج لهجه ی قوی و شمرده ای بر جملاتش سایه افکنده ادا می کند. آنقدر دغدغه ها را با حوصله ی در عین جدیت در عین تدبیر و دقت بر روی کلمه به کلمه و جمله به جمله اش بیان می کند که دایم بین کلماتی که با دقت استفاده می کند و جملاتی که با تامل بیان می کند و محتوای کلام ذهن درگیر می ماند و تاثیر نشستن کلمات بر موج تفکر را تسریع و تثبیت می کند.

پاییز 1390 است . روزهای پایانی آن. و اولین بار است که جمعی خودجوش از سراسر کشور با تعدادی از سردفتران و دفتریاران سراسر کشور بعد از مدتها تلاش و پیگیری تنی چند از پیشکسوتان این حرفه،در سالن کنفرانس کانون سردفتران و دفتریاران بالاخره گرد هم آمده اند و تعدادی از اعضای هیات مدیره به شنیدن دغدغه های جمعی که تحت عنوان سردفتران وبلاگنویس و فعالان فضای مجازی گرد هم آمده اند نشسته اند و نفر اول سر میز پس از هیات مدیره نشسته هستند و طنین عمیق و جدی کلام و گفتارش همه را محو صراحت و شفافیت بیانش کرده و تا لحظه ی اخر گفتارش با تامل شنیده می شود.

موقع میان برنامه که از سالن خارج می شویم به رسم ادب و برای تشکر نزدش می روم و از نزدیک با شخصیتی صریح الهجه و صاحب بیان روبرو می شوم که لحظات ممتدی طول می کشد تا این تصویر و صدا و نگاه عمیق به دغدغه های صنفی را با آن مرد صبور و با حوصله و دقت و دلسوز و عالمی که هر شب دقیق و منسجم و مستمر، ساعتها در بین پیامهای سوال و پرسش و بحث و نیاز های مطرح شده در وبلاگهای این حوزه، وقت صرف پاسخ به سوالات همکاران می نمود و نه تصویر و نه صدایش را نشنیده بودیم تطبیق دادم.

 و این اغازی بود بر شاگردانگی ای که هر از گاهی توفیق مشورت گرفتن اعم از تلفنی و فضای مجازی و از آن مهمتر تلمذ اخلاق و دانش و معرفت به هم امیخته در نشست های دوره ای صنفی را در محضر ایشان داشتم.

و ایشان کسی نبود جز جناب آقای سردفتر خادمی که فعلن از ایشان بی خبریم و بی صبرانه چشم به راه شنیدن خبر سلامت و بازگشتشان از این سفر حج طولانی و سخت و نفس گیری که به مثال یک عمر بر تمامی چشم براهان مسافران آن گذشت. اولینی که چه با بزرگ منشی ویژه ی خودشان خطاب سهرابی نستوه و خستگی ناپذیر را از نگاه استادانه شاگردانگی پس از خواندن مطالب نسیم صبح و اوراق باطله گفتن شان برای همیشه در ذهنم حک شد و ماندگار ماند.

حالا هرچه ورق می زنم این دانه دانه خاطرات روزهای سردفتری تنیده شده به خاطرات با پیشکسوتان و بزرگانی چون ایشان، قاب بزرگ حضور موثرشان در تمام صفحات چنان چشمگیر است که بی تردید یکی از مباهات های دوران سردفتری ام آشنایی با ایشان باشد و چه قدر بی قراریم همه برای حضور هرچه جدی تر و هرچه موثرتر ویژه ایشان با آن نگاه همیشه موشکافانه و ظریف و دقیق و نافذشان در بررسی زیر و بم موضوعات و مسایل حقوقی و سردفتری و علمی و صنفی همه و همه و همه که توام به اخلاقی بزرگ منشانه بود و خاضعانه همیشه در کنار کسانیکه استمداد یاری و همراهی در بررسی مشکلات و مسایل حقوقی را داشتند برای تمام صفحات بعدی روزگار سردفتری و روزگاری که می گذرد با شتاب در عالم و غافل می شویم مدام از بودن نعمتهایی که در جوارشان روزگار می گذرانیم دور یا نزدیک.

حالا در این روزهای بیخبری از ایشان که این شماره ی صد و بیست مفقودشدگان سفر حج عجیب امسال و حادثه ی منا را روی ذهن و روح و روانمان هم زمان به زخمه ی تلخی و درد و رنج و انتظار به هم آمیخته حک کرده جز دعا برای سلامتشان کاری ازمان ساخته نیست و چه به عمق ناتوانی بشر پی می برد چنین موقعی آدم ، این زاده ی عجز و انتظار و دلواپسی

بیصبرانه لحظات را به شماره نشسته ایم برای خبری خوش شنیدن از سلامت شان...

پی نوشت:

بریده بریده و نابسامان نوشتنم را عذرخواهم که تلخی شنیدن این خبر آنقدر بوده که انسجام بیان و کلام و نوشتن و گفتن از اختیارم فارغ است.

 

 جناب اقای عبداله خادمی- سردفتر اسناد رسمی شماره یک مهاباد- نفر سمت راست تصویر (جزو مفقودین حادثه ی تلخ منا)

جناب اقای عبداله خادمی- سردفتر اسناد رسمی شماره یک مهاباد- از سمت چپ تصویر اولین نفر (جزو مفقودین حادثه ی تلخ منا)

 

جناب اقای عبداله خادمی- سردفتر اسناد رسمی شماره یک مهاباد- از سمت چپ تصویر اولین نفر (جزو مفقودین حادثه ی تلخ منا)

 امیدوارم اگر کسی اطلاعی از سلامتی ایشان دارد منتشر کند.

 

*تصاویر از گزارش نخستین نشست فعالان فضای مجازی سال 1390 از وبلاگ جناب اقای پیر محمدی

نویسنده: رویای مرجانی/مرجان رویایی - ۱۳٩٤/٧/٤

 خبرهای یکی پس از دیگری تلخ و تلخ تر حج امسال کام همه را سنگین و ناتوان از گفتن کرده و حجم فشار دندانهای بر فک را غیرقابل تحمل.

و چه سخت است دیدن این تصاویر ممتد گوشه گوشه گوشه تلنبار پیکرهای بی نفس انسانهایی که تا دقایقی قبلش غرق حیرت منا بوده اند و در تل جمعیت پر ازدحام اخرین نفس های خود در هستی را در تب و تابی مبهم از هجوم و فریاد و گرمای سوزان و عطش و اضطراب گذرانده اند. پیکرهایی که از کوه تن های روی همدیگر ریخته شده بی تابند و اضطراب اینکه نکند لابلایشان بیهوشی زنده باشد اما یارای فریادش یارای برخاستنش یارای تمنای راهی برای نفس کشیدنش یارای لحظاتی عرصه برای باز شدن ریه هایش نباشد و گوشه ای از عکس، چشم نیمه باز و بی رمق جسم نیمه جانش به دوربینهای در دست عکاسانی باشد که با ولع برای ثبت این لحظات تلاش می کنند مدام روحت را بخراشد و نفست را به شماره بیندازد...

پیکرهایی که مدام ذهن با دیدنشان سر می خورد به عمق تلخی لحظه های اخرشان، که چطور میان گرما و بی نفسی و بی تعادلی چشمهایشان روشنای دنیا را از دست داده و در از هوش رفته اند یا جان داده اند... و خانواده هایی که مستاصل چشم به راه خبری از مفقودانشان هستند و بی تاب نتیجه ای از جستجوها، چه سخت لحظاتی را می گذرانند....

زبان را یارای گفتن نیست و نفس را یارای همراهی و قلب را یارای همدلی نمانده...

خدایا به همه ی مانده ها صبرو ارامش و به عابران در اینهمه رنج شگفت اور از معبر هستی علو درجات را نصیب گردان... #منا #عربستان #حج #ایران #

نویسنده: رویای مرجانی/مرجان رویایی - ۱۳٩٤/٧/٢

همه چیز را در یک دور تند رو به عقب مرور می کنم. تمام روزها و ماهها و سالهای گذشته تا می رسد به روزهای آغاز سردفتری. روزهایی که این راه نو و این شروع تازه نفسم را بند آورده بود و اشتیاق گروه جدید و تجربه ی ناب متفاوتی که پیش رو داشتم لحظه ای به خود وا نمی گذاردم. روزهایی که برایم شده بود کلاس درس ثانیه به ثانیه اش و در هر دقیقه اش دقایق ممتد غرق بودم برای متناظر یابی در تجربه هایم و یافتن راهکاری برای عبور همیشه بهتر از شرایط مشابه. و چقدر خوب بود صفحات مجازی و نسیم صبحی که دیری نگذشت که روزنوشته های یواش یواش درون این صفحه که برای خودم می نوشتم شد بنیان گزار دوستیهای عمیقی که آن روز بسیاریشان هم دوره ایهای تازه ی خودم بودند و بسیاری شان پیشکسوتها و یا کمی با تجربه ترهای همکارم و تعداد زیادی دوست خیلی دوست داشتنی از رشته ها و مشاغل متفاوت اما همدل و همراه و همفکر...

دور تند رو به عقب مرور خاطراتم را که مرور می کنم می بینم ایام هفت هشت سال پیش و این تجربه ی ناب را زر ورق و ناب روبان یاد پیچیده ام و چه به احترام در صدر خاطراتم گذارده ام و چه مایه ی افتخار است برایم این تجربه ی نابی که فکر نمی کردم حداقل تا کمتر از بیست سال دیگر این روزنوشته های سردفتری تمام شود. اما شد. به همین سرعت. به همین ناباورانگی، تاب قفس و بال و پر چیدن این حرفه و حصر و فشارهای متعدد بی بنیان بر این حرفه پر پروازم را دردناک و دردناک تر کرد تا آنجا که تحملم تمام و تمام تر شد و مسیرم را به سوی تمام این تجربه پیش برد اگر چه که چه سخت بود و دشوار و سرمایه ی عظیم مادی و معنوی ای که گزارده بودم تا یک عمر از آن بهره و یاد و تجربه و برداشت داشته باشم اما نشد. نشد که نشد.

حالا چه قدر برایم اما شیرین است که ابتدا و انتهای دوران سردفتری ام به اشتراک زندگی مجازی و واقعی ام گزارده شده و چه جالب ثمره ی هفت سال تلاش بی وقفه و صادقانه ام در عرصه ی سردفتری که چندهزار سند رسمی تنظیم شده بود و زونکنهای متعدد بایگانی اش با دفاتر قطور یادگاری، نزد یکی از بهترین های دوست داشتنی ام به امانت رفت که اغاز دوست داشتنش و اغاز داشتنش و اغاز بودنش برایم از همین نسیم صبح بود ان روزهای سرد و سخت زمستان نخستینی که تازه هر دو سردفتر شده بودیم و من با دقت و ارام از روزمره های سردفتری و شیوه ها و لحظه های عبور از پله به پله ی مرارتهایش می نوشتم غافل از اینکه بسیاری از هم دوره ایهایم بی آنکه بشناسندم و بشناسمشان همراهم هستند و پا به پای من با سطر به سطر این نوشته ها عبور می کنند با من از تجربیات مشابه مان، و از همه مهمتر اینکه لابلای این نفرات ناشناس، یکی از بهترین های آینده ی زندگی رفاقتانه ام آنسوی مونیتور بی آنکه بشناسدم و بشناسمش، نشسته و او هم همپای من در دفترش از این پله پله ی رنج در حال عبور و تجربه و رشد است و روزی روزگاری در عالم واقع به هم می رسیم و با پا در میانی یک عموی مهربان حلقه ی ارتباطمان وصل می شود (ان روزها من مستعار بودم و ناشناس و بی میل به شناختن و شناخته شدن و عمو تنها کسی بود که از هویتم با اطلاع بود و معتمدم) و آرام آرام با این دردانه رفیق کم کم می شویم بهترین دوست های درون این حرفه.

این یعنی گره خوردن عجیب و شگفت آور آغاز و پایان دوران سردفتری مجازی و واقعی ام که هیچگاه فراموشش نخواهم کرد. *

و برایم تمام اتفاقات عجیب و پیچیده درون این حرفه اتصالی می شود بین این صفحه و دنیای واقعی. از تلاشها و روزمره گیها و روز به روز نوشتن هایم اینجا، تا رفاقتهای خوبی که نصیبم کرد تا انتخابات کانون و جریان های پیچیده ی آنها، تا ورودم و دعوتم به گروههای مختلف سردفتری تا ورودم به سیستم های متعدد بعدی که روزی روزگاری شاید نوشتم از آنها...

بی اغراق می گویم که این فضا را انقدر دوست می دارم که بهترین بهترینهای دوستهای دوران سردفتری ام را برایم رقم زد و بسیاری موقعیت های پیچیده ی پیش رویم در فضای واقعی را برایم رقم زد و اگر نبود نسیم صبح دوست داشتنی ام که با وزیدنش اینهمه مهر دردانه ی ماندگار و تجربه و تلاش نفس گیر را برایم بجا نمی گذارد هرگز نبودم اینی که امروز هستم از تجربه و پوست انداختن از آنهمه سختی و تلاش بی وقفه.

امروز که بعد از مدتها یاد این صفحه افتادم و بعد از یک ملال ممتد از صفحات سرسام اور گروههای فضای مجازی شبکه های مبایلی پناه به ارامش نسیم صبح را هوس کردم و یکی یکی پیامهای سرشار از مهر دوستان گذشته و دوستان تر حال را خواندم چه شوقی در درونم جان گرفت.

بودن یکان یکانتان را سپاس و امیدوارم قوت امتداد نوشتن این ماندگارترین و ناب ترین صفحات فضای مجازی این دوران را داشته باشم و همچون سالهای سال پیش از سردفتری و روزنوشته های آن زمان که فکر کنم از حدود سال 81 می نوشتم همچنان پس از آن و باز از نو نوشتن را کنارتان باشم.

برای یکایکتان دلتنگم و امیدوارم نوشتن های از نو سرمنشا روزهای کنار هم بودن خوبتری از منظر این پنجره ی شگفت انگیز فضای مجازی باشد.

 * روز آخر برایم موقع سفر و عبور آخرم از سردفتری به دور دست، فرستاد و نوشت که سردفتری ام با تو آغاز شد با کلماتت و با نوشته هایت و بغض دارم از این رفتن نیمه راهت... اقرار می کنم بزرگترین بغض روزهای رفتن را آن روز بی وقفه تا به امروز درونم جوشنده و پاینده کرد با این جملات نفس گیرش بهترین رفیق روزگار سردفتری ام و بعدش... خوشحالم که اماناتم کنار اوست...

نویسنده: رویای مرجانی/مرجان رویایی - ۱۳٩٤/۱/۱٤

تماممان فراموش کاریم. انگار که همان انسان "فی نسیان" ایم. گاهی آنقدر غرق زندگی و مشکلات و مسایل و حواشی یا حتی خوشی و لذت های آن می شویم که یادمان می رود فراموش می کنیم از یاد می بریم که این روزها به چشم برهم زدنی تمام شدنی است و به سرعت برق و باد تبدیل به خاطراتی مانده و کهنه تبدیل می شوند و روزها و لحظه هایی از دست رفته و دست نایافتنی. خاطراتی که بالفور به محض عبور از ثانیه ی فعلی بسته بندی و غیرقابل تغییر می شوند و چه قدر سخت که این خاطراتی که برجای می گذاریم برای خودمان و دیگران مشترکن بسیاریشان رد پرخراشی بوده بر زندگی دیگرانی که در ردی از کوچه های روزگار با ما هم قدم بوده اند.

چه خوب که در سال پیش رو در هر هم قدمی و همگامی با هر نفر و با هر کس همان لحظه و قبل از بسته بندی شدن آن لحظه و سپرده شدن به تاریخ، حواسمان باشد چه ردی بر روح و روان و لحظه ی هم گاممان، معاشرمان، فرد پیش رویمان، حالا خانواده باشد یا دوست، همراه باشد یا ارباب رجوع، رییس باشد یا مرئوس، می گذاریم و دلمان خوش باشد به مدیریت لحظه ای که می کنیم و تمام آنچه از ما باقی می ماند بر صفحه ی روزگار در این لحظه به لحظه های منحصر به فرد زندگی با بازیگری شخص منحصر به فرد یک به یک ما. لحظاتی که قابل بازسازی نیستند. به تاریخ سپرده می شوند قرص و محکم و باید باید باید باید وقتی برمی گردیم و به آنها نگاه می کنیم مایه ی مباهات و افتخار ما باشند و بس. مباد که اسباب شرمندگی و سرافکندگی مان باشند و شرمساری از آنچه می باید در آن لحظه می بودیم و نبوده ایم خدای نکرده یا آنچه می توانسته ایم باشیم و نبوده ایم.

پیش به سوی سالی پر از مداقه ی لحظه به لحظه و ساختن تاریخچه ای از آنچه پشت سر می گذاریم سرشار از بهترین تصمیم هایمان.

پی نوشت:

دیروزها قابل جبران نیستند. ردمان را بر روح و روان دیگران گزارده ایم و عبورمان را کرده ایم. به فکر امروز و ردی که برای فرداها می گذاریم باشیم. مطمین نباشیم که آنها که خراشی بر روز و روزگارشان زده ایم به قدرت کاذب روزی، از ما بگذرند به مهر.

نویسنده: رویای مرجانی/مرجان رویایی - ۱۳٩٤/۱/۱٤

سلام.

سلامی به رنگ زلال و شفاف آسمان نوروزی، به درخشندگی دریای آرام بهاری زیر نور کم رنگ خورشید بهاری، به آرامش نسیم ملایم بهاری در گیسوی شاخساران تازه جوانه زده، به عطر و تازگی شکوفه های سرمست کننده ی بهاری.

و اینک بهار

و اینک بهار از راه رسیده با توشه ای سرشار از شکوفه ها و نسیم و تازگی و زلالی و شفافی و نفس های پر از عطر مستی آفرین بهارانه... و اینک از راه رسیده بهار با سبد سبد انرژی و نور و شور و شعف.

و سالی پیش رو

و سالی پیش رو که بی شک پر است از تلاش و هیجان و امید و رونق و اگرچه که بی شک سرشار است از مشکلات لیکن انرژی ابتدای سال تمام ما آنقدر مشحون و غنی است که تا پایان سال یکه تاز صفحه به صفحه ی سرنوشت خواهیم بود و نگران نباشیم برای روزهای متلاطمی که بنا به اقتضای روزگار در پیش است که "خلق الانسان فی کبد" و ما انسان را در رنج افریدیم... پس توقع آرامش و بی تنشی و بی مشکلاتی از روزگاری که اقتضای آفرینش آن رنجی نهفته است جز تلخی روزها و لحظه ها اثری برجای نخواهد گذاشت. و بی شک نگاه واقع بینانه به مسیر پیش رو که حاکی است از طی پلکان های پرسختی و پر مرارت راه پیش رو که در انتها صعودی افتخار آفرین را رقم خواهد زد یک استوارگامی عمیق و یک عزم جزم و طی طریقی پرتوکل و جدی و محکم و پرافتخار را برایمان تعبیه می کند که بی تردید جز به طی شدن سرشار از امید و انرژی و اقتدار روزهای سرسخت و ناسرسخت روزگارمان منجر نخواهد شد.

پس پیش به سوی روزهای روز تلاش و پشتکار که با انرژی و شور و تمرکز و جدیت ما با بهترین و زیباترین نحوه های تصمیم گیری پیش گرفته خواهند شد و بهترین ها را برای ما رقم خواهند زد انشاله.

سال نو مبارک. روزهایتان سرشار از انرژی و شعف و موفقیت و تمرکز و اقتدار.

نویسنده: رویای مرجانی/مرجان رویایی - ۱۳٩۳/۱٠/٦

نویسنده: رویای مرجانی/مرجان رویایی - ۱۳٩۳/٧/٢۸

گاهی وقتها "اتفاق" موضوع روز و روزهای زیادی برای ما می شود. گاهی وقتها "اتفاق" مایه ی عبرت ما از چیز و چیزهایی می شود. گاهی وقتها "اتفاق" روزهای گذشته ی ما را خراب می کند. گاهی وقتها "اتفاق" حال ما را متحول می کند. گاهی وقتها "اتفاق" آینده ی ما را می سازد.

خلاصه که "اتفاق" موجود عجیبی است. با اینکه به اصطلاح معروف "می افتد" اما با "افتادنش" گاهی تمام روز و روزگار نفر و نفراتی را زیر و زبر می کند و مدیریت کلانی را در روزگار عهده دار است.

اتفاق، اگرچه که نامش تداعی گر تلخی یا رویداد سرسختانه ای است اما آنچه از رویکردش هویداست راقم بخشی از روز و روزگار ماست.

نگاهم به اتفاقات چند روز است متحول شده است. منتظر اتفاق می مانم مدام. و با هر بار از راه رسیدنش بررسی اش می کنم که در کدام دسته از مهمانان روزگار است؟ آمده تا روزم را متحول کند؟ تلخ کند؟ فقط ثبت کند؟ منقلب کند یا چه؟

حالا چند روزی است برای اتفاق خط و نشان می کشم. از راه که می رسد با او وارد مذاکره می شوم و با تعامل راهش را با هم تصمیم می گیریم. حالا چند روزی است به تجربه ی نوینی از تاثیر "اتفاق" بر زندگی پیدا کرده ام و با "اتفاق" آنقدر عجین شده ام که حتی روزها چشم به راه از راه رسیدنش و با هم برای ادامه راه نقشه کشیدن و به چالش کشیدن مسیر می مانم...

حالا دیگر حتی "اتفاق" دیر که بیاید نگرانش می شوم. پیگیر علت نرسیدنش می شوم. گاهی حتی خودم هوس می کنم دنبالش بروم و بخشی از مسیر فرا رسیدنش را همراهش باشم تا کمی با نگاه او همراه تر باشم و شدت ظهورش بر روزم را کمتر کنم و با هم برسیم به روز و روزگار.

حالا چند روزی است نام "اتفاق" برایم رنگ و بوی دیگری پیدا کرده است. حتی گاهی دلم برایش تنگ می شود انگار. حالا دیگر چند روزی است مهر "اتفاق" به دلم افتاده است انگار و روزهایم با بودنش هم حتی باز آرام می ماند ... حالا چند روزی است به این می اندیشم که شاید زمانه زمانه ی صلح و امضای تفاهم نامه با "اتفاق"ات باشد دیگر...

نویسنده: رویای مرجانی/مرجان رویایی - ۱۳٩۳/٧/٢٦

به فضل الهی و استعانت از باریتعالی , هفتمین همایش جامعه مجازی دفاتر اسناد رسمی کشور , پنجشنبه و جمعه 10 و11 مهرماه در قم و در جوار کریمه اهل بیت حضرت معصومه (س) و با هدف بزرگداشت زنده یاد , استاد کاتوزیان برگزار گردید , مراسم افتتاحیه در سالن همایشهای خانه جوان که به همت کمیته برگزاری در نظر گرفته شده بود انجام و علاوه بر فعالان جامعه مجازی , معاونت محترم اسناد سازمان ثبت اسناد و املاک کشور و مشاور و رئیس محترم حوزه ی معاونت و برنامه ریزی و نظارت راهبردی رئیس جمهور , ریاست اعضای محترم هیئت مدیره کانون سردفتران مرکز و استاندار معظم استان قم و مدیرکل محترم اداره کل ثبت اسناد و املاک قم و ریاست محترم ثبت منطقه یک و ریاست جامعه سردفتران و دفتریاران استان قم و جمعی از سران دفاتر و دفتریاران قم حضور داشتند تجلیل از پرفسور کاتوزیان با سخنرانی شیواو زیبای استاد قربانی نیا با ذکر فضائل علمی و اخلاقی و شخصیت زنده یاد بعمل آمد که مورد استقبال و تشویق حضار قرارگرفت

ادامه مطلب در سایت پارس وندار

نویسنده: رویای مرجانی/مرجان رویایی - ۱۳٩۳/٧/۸

آنقدر غرق در روزگار و تلاشهای روزمره و برنامه های کوتاه مدت و بلند مدت و اختیاری و داوطلبانه و تحمیلی و اجباری و معمولی و غیرمعمولی شده بودم که امروز که تلنگر پیامک یک بزرگوار مبنی بر سکوت حاکم بر نسیم صبح را دریافت کردم و هرچه فکر کردم نتوانستم آخرین روزی که صفحه ی وبلاگم را کنترل کرده ام بخاطر بیاورم از خودم تعجب کردم.

حالا مدتهاست یادداشتهای روزانه ام در دفتری دیگر ثبت می شود و در پهنه ی نسیم صبح گسترده نمی شود و مطالب به روز شونده به فاصله ی زیاد و به دشواری منتشر می شوند و مدتهاست صفحه نظرات تایید نشده بود و مدتهاست فرصت مطالعه ی صفحات مجازی مورد دلخواه و دوست داشتنی ام را نیافته ام و صفحات مجازی آنلاین گوشیهای تلفن همراه و گروههای تشکیل شده در فضاهای جدید آنقدر به لحظه و برخط مسائل و مشکلات و احوال همکاران را منتقل می کند که به فاصله ی چند ثانیه می توانی با ورود به هریک از گروههای همکاران در این فضا، از اخرین گفتگوها، تبادل اطلاعات و گفتگوهای تخصصی همکاران بهره گرفت و نگرانی فرصت نکردن برای سرکشی به فضای مجازی وبلاگ را همچون گذشته نداشت.

به هر روی هرآنچه که بوده و هست نتیجه این شده که این صفحه کم کار تر از همیشه شده و مشغله های شدید روزمره مانع سرکشی آنطور که شایسته و آنطور که مطلوب است به نسیم صبح شده است و ابزار جدید ارتباطی گروههای تخصصی مبایل محور نیز جای خالی صفحات وبلاگ و ارتباط وبلاگنویس و وبلاگخوانان را جبران کرده است. به هر روی دلیل تفاوت این روزهای کم فعالیت در دنیای مجازی وبلاگنویسی اما پرتلاش و پرشتاب در دنیای واقعی را اگرچه زیاد قادر به تحلیل نیستم اما دریافته ام هر آنچه هست تغییراتی است که به تناسب دوران متفاوت زندگی در برهه ی فعلی زندگی شخصی هر فردی امکان ظهور دارد و زیاده نباید دنبال دلیل و علت بود و از این حیث نگرانی از فضاهای مجازی ایجاد شده ی جدید نیز با توجه به توسعه مشغله مردمان و امکانات در دسترس و وسیع گروههای ایجاد شده در بستر فضای متصل به تلفن همراه و شتاب تحولات توسعه محور در عرصه ارتباطات و فضای مجازی چندان مساله ی مهمی نباید لحاظ گردد.

ازینرو و بااین نگاه 

تب رکود در فعالیت وبلاگنویسان و وبلاگخوانان که با توسعه فعالیت فضاهای مجازی متصل در گوشی تلفن همراه که البته موضوعی است که فراگیر و عام شده و حتی از سوی برخی وبلاگنویسان مورد انتقاد واقع شده است چندان جای نگرانی ندارد.

چه آنکه شاید تغییر فرایند طرح دغدغه ها و متفاوت شدن شیوه های انتقال مسائل و مشکلات و تحلیل مسائل به فراخور زمان و سهولت دسترسی به فضاهای مجازی وابسته به تلفن همراه، مانع باقی ماندن فعالان فضای مجازی در فضای وبلاگ و بسنده کردن به فضای مجازی فعلی شده و پا فراتر نهاده و حضور جدی تر در فضاهای مجازی مبایلی و احساس نیاز به ضرورتهای پیش رو برای مشارکت جدی تر و واقعی تر در فضای واقعی برای طرح مسائل اعم از اجتماعی، صنفی و حرفه ای و جنسیتی، خود بخشی از دلایل کم تحرکی این صفحات شده باشد اما بی تردید آب راه خود به دریا را می جوید و هرآنچه ضرورت و مصلحت نیازهای هر حوزه ای باشد به فراخور آن با رعایت مواضع رشد و توسعه و تحولات روزگار، بر فضا مترتب می شود و نباید زیاده نگران تعییرات و تحولات خصوصن در فضای مجازی در بستر وبلاگنویسی بود. به هر روی تغییرات در عرصه ی فضای مجازی با رویکرد توسعه محور در پیش است و مقاومت در این زمینه نه تنها ثمری نخواهد داشت بلکه به طور خاص موجب اتلاف وقت و انرژی و جاماندن از پتانسیل فضاهای متنوع پیش رو خواهد شد.

بد ندیدم در اولین دقایق فرصتی که به دست می آورم یادی از نشست هفتم وبلاگنویسان سردفتر و دفتریار داشته باشم و با آرزوی موفقیت برای همکاران شرکت کننده در نشست، آرزوی ثمره های بزرگ و نیکو برای جامعه سردفتری از این همبستگی شکل گرفته از دل فضای مجازی را دارم. در این خصوص ضمن دعوت از همکاران وبلاگنویس و وبلاگ خوان برای شرکت در نشست پیش رو، مطلب استاد بزرگوار جناب آقای سردفتر طباطبایی (دفتر3 یزد) را بازنشر می نمایم.

اما مطلب آقای سردفتر طباطبایی گرامی در دعوت به حضور در نشست پیش رو:

وقتی نمانده و نشست هفتم با حضور اکثریتی شما میتواند در اتخاذ تصمیمات در حوزه دفاتر اسناد رسمی موثر و مفید باشد

من و شما باید احساس مسئولیت کنیم و با حضور فعال خود نشان دهیم اعتلای جایگاه کتابت برایمان مهم است و در سرنوشت خود میتوانیم تصمیم گیرنده باشیم

از آنجا که معاونت محترم اسناد سازمان (جناب انجم شعاع) و جناب صدر نوری قبول زحمت فرموده در این نشست به اتفاق زعمای کانون سردفتران مرکز حضور پیدا میکنند ... فضای مناسبی برای ارائه نظرات و مشکلات حوزه دفاتر در محیطی گرم و صمیمی خواهد بود

فرصتی باقی نیست و عزیزان وبلاگ نویس و وبلاگ خوان و کلیه همکارانی که بنحوی با فضای مجازی در ارتباط هستند هرچه سریعتر در وبلاگ اختصاصی نشست ثبت نام نمایند بنظر میرسد هزینه کردن مادی و معنوی برای آنکه نشان دهیم هستیم یک وظیفه است

به امید دیدار

نویسنده: رویای مرجانی/مرجان رویایی - ۱۳٩۳/٦/۱٠

در دفاتری که آپدیت دستگاه پوز و برنامه های آن انجام می گیرد گزینه هزینه صدور الکترونیکی سند نیز به واریزهای مرحله اول افزوده شد. از این رو در این دفاتر از امروز گزینه هزینه صدور الکترونیکی سند به گزینه های داخل پرداخت هزینه های سند و در مرحله اول پرداخت الکترونیکی سند با پوز مربوطه اضافه شده و نیازی به کارت کشیدن مجدد برای پرداخت هزینه صدور الکترونیکی سند نیست.

 

 

نویسنده: رویای مرجانی/مرجان رویایی - ۱۳٩۳/٦/۸

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی کانون سردفتران و دفتریاران، متن این شیوه نامه در نامه دریافتی از سازمان ثبت اسناد و املاک کشور به این شرح است:

 

 

نویسنده: رویای مرجانی/مرجان رویایی - ۱۳٩۳/٥/٢٤


برترین جایزه ریاضی دنیا در دست بانوی ایرانی


یک بانوی ایرانی به عنوان نخستین زن دنیا موفق به کسب برترین جایزه جهانی ریاضی به نام «فیلدز»شد که معتبر‌ترین جایزه و معادل نوبل ریاضی است و از سوی کنگره جهانی ریاضیدانان اعطا می​شود​.

 

دکتر مریم میـــرزاخانی به دلیل تلاش های مــــوثر و تاثیر​گذارش در زمینه نظریه هندسه و نظریه ارگودیک به دریافت این جایزه نائل شده است.

مدال فیلدز جایزه‌ ای است که عموما هر چهار سال یک بار به دو نفر از چهار ریاضیدان زیر 40 سال برای کشف​های برجسته ریاضی‌ اعطا می‌شود. اعطای جایزه فیلدز از سال ۱۹۳۶ آغاز و نام خود را از «جان چارلز فیلدز»، ریاضیدان کانادایی گرفته که نقش کلیدی در برقرار کردن این سنت داشته است.

مریم میرزاخانی متولد ۱۳۵۶ در تهران و از دانش‌اموختگان دبیرستان فرزانگان تهران است. میرزاخانی در دو دوره متوالی المپیاد جهانی ریاضی، در سال​های ۱۳۷۳ و ۱۳۷۴، عضو تیم ایران بوده و هر دو سال مدال طلا و در سال ۱۳۷۴ نمره کامل گرفت. او دوره کارشناسی ریاضی را در سال ۱۳۷۸ در دانشگاه صنعتی شریف به پایان رساند و برای دوره تحصیلات تکمیلی به دانشگاه هاروارد رفت. میرزاخانی دوره دکتری را زیر نظر کورتیس مک‌مولن، برنده مدال فیلدز سال ۱۹۹۸، در سال ۲۰۰۴ در دانشگاه هاروارد به پایان رساند. او از سال ۲۰۰۴ تا ۲۰۰۸ محقق موسسه ریاضی کلِی و استادیار و سپس استاد تمام دانشگاه پرینستون بوده و از سال ۲۰۰۸ نیز استاد تمام دانشگاه استنفورد بوده است.

به همین مناسبت معاون محترم ریاست جمهوری، پیام تبریکی به این شرح منتشر کرد:

خانم پروفسور مریم میرزاخانی

با کسب برترین جایزه رشته ریاضیات توسط سرکارعالی بار دیگر برگ زرین دیگری از کتاب افتخارات زنان توانمند و بلند همت ایرانی ورق خورد. مفتخرم به نمایندگی از زنان و دختران ایرانی دریافت این نشان علمی را که نشان از شایستگی و قابلیت شما دارد تبریک عرض نموده و موفقیت روزافزونتان را در خدمت به بشریت و هموطنانتان از خداوند متعال مسئلت نماید.

مام میهن به فرزندان فرهیخته و اندیشمندی چون شما می بالد.

شهیندخت مولاوردی؛ معاون رییس جمهور در امور زنان و خانواده

نویسنده: رویای مرجانی/مرجان رویایی - ۱۳٩۳/٤/۱٤

در پی سه روز متوالی قطعی دستگاه POS ناکارامد بانک ملی، و ناپاسخگویی شرکت نابسامان پرداخت الکترونیک سامان، متن زیر توسط تعدادی از همکاران تهیه و نهایی شده و در اختیار کلیه همکاران قرار گرفته تا به صورت واحد توسط همکاران مختلف در استانهای کشور پرینت و به امضای سردفتران و دفتریاران گرامی برسد تا پس از تجمیع کلیه ی طومارهای تهیه شده، جهت پیگیری از مرکز اقدام شود:

 

باسمه تعالی

ریاست محترم سازمان ثبت اسناد و املاک کشور

جناب آقای دکتر تویسرکانی

با سلام و احترام و آرزوی قبولی طاعات و عبادات؛

احتراما به استحضار می رساند پس از آغاز به کار فعالیت سامانه ثبت الکترونیک اسناد در دفاتر اسناد رسمی و وابستگی رسمی و مستقیم تنظیم اسناد به دستگاه pos  برای واریز وجوه اسناد به صورت الکترونیک، ناکارامدی دستگاههای pos  بانک ملی و شرکت پشتیبانی آن بیش از پیش نمایان شده است. دستگاهی که موجی از مشکلات حاد و جدی را در دفاتر اسناد رسمی برای مردم و دفاتر ایجاد نموده و ناکارامدی و بی نظمی عملکرد این دستگاه و مشکلات مالی متعدد آن از یکسو و ناتوانی در پشتیبانی مناسب شرکت پرداخت الکترونیک سامان که درعین نابسامانی با مشکلات متعدد داخلی خود نیز ظاهرا روبروست که یارای پاسخگویی به بخش دفاتر اسناد رسمی را ندارد اگرچه که مدتهاست غیرقابل تحمل شده است اما دیگر کار بجایی رسیده که هم موجبات خسارات هنگفت مادی و معنوی و اعتباری برای دفاتر اسناد رسمی و حقوق دولتی را فراهم نموده هم مردم را در امور مرتبط با دفترخانه ها دچار مشکلات و مشقت فراوانی نموده و صبری برای تحمل مصائب ناشی از این بلای خانمانسوز باقی نمانده است.

مشکلات عدیده از جمله تاخیر مدید مدت و بی نظمی شدید در بازگشت وجوه واریزی به حساب سردفتر، اشتباهات متعدد در بازگشت وجوه به صاحبان حساب، اختلال مکرر در تراکنش ها و تکثر شدید تراکنشهای ناموفق، انتخاب شرکتی ناکارا برای پشتیبانی از سیستم پرداخت الکترونیک بانک با توانایی ضعیف، کادر پشتیبانی غیرمتخصص با برخوردهای نامناسب، عدم وجود بخش بازرسی برای ارجاع شکایات و اعتراضات،(به اذعان اپراتورهای خود سیستم)، اشکالات متعدد در ارائه مفید خدمات، رفتارهای دون شان شرکت پشتیبان در پاسخ به مشکلات سیستم و بسیاری مسائل دیگر که تنها بخش کوچکی از مشکلات این سیستم است اگرچه روال تنظیم اسناد در دفاتر اسناد رسمی را با خلل جدی مواجه کرده است اما مهم تر از آن اینکه موجبات خساراتی جبران ناپذیر به حقوق عامه و مردم و نیز دفاتر اسناد رسمی شده است.

و اینک که این مشکل در قطعی فراگیر و کشوری و حیرت انگیز دستگاه pos دفترخانه ها در سه روز مستمر 12و11و10 تیرماه، اوضاع دفترخانه ها را دچار بحرانی ویژه نموده و خسارتهای هنگفتی برای مردم را از حیث عدم تنظیم اسنادشان در محاضر موجب شده است، خواستار رسیدگی جدی و رسمی آن مقام محترم برای پایان به این درد مستدام را داریم. شایان ذکر است که این مشکلات که از هنگام آغاز به کار این شرکت نیز وجود داشت، مدت مدیدی است که همچنان به قوت خود باقیست لیکن در فرایند ثبت آنی، که نیازمند پشتیبانی کامل و فعالیت بدون اشکال این سیستم است، این شرکت با ناپاسخگو بودن در مقابل دفاتر اسناد رسمی، دفاتر را در مواجهه با مردم دچار مسائل متعدد و اعتراضات فراوان نموده که به نارضایتی از سیستم ثبتی و دفاتر اسناد رسمی منجر گردیده است. متمنی است در خصوص "نابسامانی" های متعدد ابتدا سیستم واریز وجوه بانک ملی و در ثانی شرکت سامان الکترونیک، تدبیر در شان پروژه ثبت آنی، نموده و درصورت ناتوانی این سیستم از پشتیبانی دفاتر اسناد رسمی (که طبق اظهارات مکرر اپراتورهای این شرکت اعتراف به ناتوانی از پاسخگویی به حجم مطالبات و رسیدگی به مشکلات دفاتر به علت وسعت کار و گستردگی موضوع شرکت می نمایند) دستور مقتصی در خصوص اقدام به جایگزینی بانک پاسخگو در راستای واریز وجوهات سند با پشتیبانی شرکتی پاسخگو و "بسامان" صادر فرمایید. 

ضمن اینکه از آنجا که در دفاتر متعددی که مستندات آن موجود است موارد متعددی از تخطی و اشتباهات فاحش این دستگاه اعم از برداشتهای سنگین از حساب مشتری و عدم واریز/برگشت وجوه به حساب مربوطه، بی نظمی شدید در واریز مبالغ دریافتی توسط این دستگاه به حساب دفتر، و تراکنشهای ناموفق با برداشت از حساب ارباب رجوع یا سردفتر بدون بازگردانی به حساب مرجع و بی اثر بودن پیگیری صاحبان حساب برای مطالبه ی حق خود در زمینه های تخطی های مذکور نیز مورد اعتراض شدید همکاران بوده و هست و جدای از زیان مالی و اعتباری به دفاتر، بر اساس مدارک موجود و گزارشهای پلیس که حاکی از درگیری ارباب رجوع با اهالی دفاتر اسناد رسمی شده و موجبات هتک حرمت و شان جایگاه کتابت را فراهم نموده خواهشمند است در صورت صلاحدید دستور مقتضی برای تسریع در شفافیت و رسیدگی به این مشکلات و خسارات وارده به دفاتر در این زمینه که همگی مستند و مستدل هستند و نیز تغییر بانک مربوطه و شرکت پشتیبان واریز وجوه دفاتر اسناد رسمی صادر فرمایید.

 

با سپاس فراوان    

 جمعی از سردفتران  و دفتریاران اسناد رسمی 

-رونوشت:

- دفتر توسعه و فناوری اطلاعات سازمان ثبت اسناد و املاک کشور

- کانون سردفتران و دفتریاران تهران

- جامعه سردفتران و دفتریاران استان _________

 

نویسنده: رویای مرجانی/مرجان رویایی - ۱۳٩۳/٤/۱٢

به گزارش خبرنگار پارسینه؛ فعالیت دفاتر اسناد رسمی برای سومین روز متوالی در کماست. امروز برای سومین روز متوالی دفاتر اسناد رسمی در حالی با قطعی دستگاه pos  روبرو بودند که سه روز است منتظر و چشم به راه خوب شدن حال دستگاه POS مستقر در دفاتر هستند و امتداد این مشکل مردم را در تنظیم سند دچار اختلال شدید کرده است.

یکی از ارباب رجوعهای یک دفتر اسناد رسمی که می گوید مسافر اروپاست و در حالیکه بشدت عصبانی است با اعضای دفترخانه درگیر شده و در توضیح مساله می گوید انتقال مهمی باید قبل از سفر انجام دهم و با توجه به اینکه تا مدت طولانی برگشت نخواهم داشت این اخرین فرصت من برای انجام این امر است و حیثیت من در خطر است

در دفترخانه ی دیگری طرفین یک سند قطعی و رهنی که دو روز است با این مشکل دچار بحران و اختلاف بین طرفین سند ایجاد شده است درگیر شده اند و فروشنده، خریدار را به تبانی با دفترخانه برای صادر نکردن سند متهم و نابسامانی در دفترخانه ها در حال گسترش است.
 
 یکی دیگر از ارباب رجوعهای یک دفترخانه با اشاره به اینکه مادرش سخت بیمار است و برای گرفتن مستمری اش نیاز به پول دارند و گرفتن پول از بانک هم وکالت می خواهد و اگر تاامروز که روز اخر هفته است اینکار پس از سه روز انتظار انجام نشود به مشکل در بیمارستان برمی خورند با اظهار تاسف از مشکلاتی که در پوز دفترخانه است تاکید می کند که ای کاش مسولان pos می دانستند گاهی جان مردم در خطر است نه تنظیم یک سند!

شایان ذکر است که دفاتر اسناد رسمی برای پرداخت وجوه اسناد خود ملزم به پرداخت وجوه از طریق دستگاه POS هستند که اگرچه این سیستم در طول ماه و روزهای متفاوت با اختلالاتی مواجه است اما این اولین بار است که به صورت مستمر سه روز پیاپی قطعی سیستم POS بانک ملی مستقر در دفترخانه ها با پاسخ عدم ارتباط با مرکز مواجه است و به استناد اظهارات اپراتورهای شرکت پشتیبانی سامان که بنا به گفته ی دفاتر اسناد رسمی پشتیبانی ضعیف و ناکارامدی در حمایت از این سیستم را دارد مشکل در حال بررسی است و از دست ایشان کاری ساخته نیست.

این اتفاق در حالی است که مردمی که طی سه روز گذشته برای تنظیم سند خود به دفاتر اسناد رسمی سراسر کشور مراجعه کرده اند به ستوه آمده و گزارشها حاکی از درگیری ارباب رجوع با بسیاری از اهالی دفترخانه هاست.

دفتر خانه ها اظهار می کنند که در طی سه روز گذشته صرفا در طول روز برخی دفاتر به صورت لحظه ای دستگاه pos شان وصل شده  و قادر به پرداخت وجوه اسناد خود و تنظیم سند رسمی شده اند.

گفتنی است طبق قانون دفاتر اسناد رسمی درصدی از پرداختهای خود را می توانند در مواقع مشکل، از طریق بانک انجام دهند اما با توجه به سقف محدود این واریزهای قابل انجام از طریق غیر pos هم مردم هم دفترخانه ها دچار تعذر شدید شده و هیچ مقامی در این زمینه پاسخگو نیست.

بنا به اخبار واصله دفترخانه ها در حال تنظیم درخواستی به ریاست محترم سازمان ثبت اسناد و املاک کشور (معاونت محترم قوه قضاییه) برای رسیدگی به این امر و چاره اندیشی در این حوزه به عنوان مقام عادل هستند که درخواستشان منضم به چندین متر ارور متوالی پرینت دستگاه POS است.
 

نویسنده: رویای مرجانی/مرجان رویایی - ۱۳٩۳/۳/۳۱

 Full-timeGroup F

Argentina+Serbia =1

Iran  0

اولش احساسهای متناقض شادی/غم، غرور/تاسف، شوق/بغض در هم آمیخته ی امشب آخرین ساعات 31 خرداد 1393 و افتخار به انسجام تیم ملی فوتبال کشورمان و مانور قدرت کیروش و تاسف برای داور صرب و در نهایت افتخار به تیم ملی کشورمان که یک تنه و تنها، در مقابل آرژانتین+صربستان تا آخرین لحظات بازی راسخانه غرور آفرید و نشان داد توانمندی غنی ای دارد اگرچه که نتیجه ی بازی تلخ بود و غیرمنصفانه و ناعادلانه .

اما تامل که کنیم دیگر اینها مهم نیست. بازی تمام شده. اگرچه تلخ. و نتیجه ی این بازی مشابه بسیاری از بازیهای دیگر در رشته های مختلف است و تمام تلخ و شیرینی هایش پر است از تکرار در تاریخ بازیها.مهم حالا و پس از بازی، رد قدرتی است که از تیم ملی ایران، و نام ایران برجای ماند و رقم خورد. مهم بر هم خوردن معادلات مفسرانی است که تا پیش از بازی، آرژانتین را قدرت مطلق این بازی می دانستند و استیصال دقایق پایانی آرژانتین را به تماشا نشستند. مهم اینست که "مسی" تا دقیقه نود و یک نتوانست به تیم ملی "ایران" گل بزند.

 واقعیت این است که رسالت واقعی فوتبال را اگر نمایش قدرت بدانیم، تیم ملی ایران برنده ی میدان بود.

 

Scoring summary
نویسنده: رویای مرجانی/مرجان رویایی - ۱۳٩۳/۳/۳٠

زبان روایی مشکلات و معضلاتی که در اطراف ما می گذرد، یکی از شیوه های کاربردی و عملیات گرا برای بازخوانی مسائل و تلاش برای معطوف کردن توجهات برای یافتن راه حل ها و تعبیه راهکارها برای مرتفع نمودن آنهاست. زبان روایی، اگرچه که سختی خاص خود را در احتیاط در نحوه نگارش و پرهیز از اختلاط با بخشهای بسیار تلخی که روان سایرین را آزرده می کند دارد لیکن تاثیر خاص خود را در بازتاب مسائل و درک افراد خارج از صحنه از معضلات دست به گریبان زندگی مردمان دارد.

نسیم صبح که با شیوه و رویکرد روایی آنچه از مصائب و مسائل در اطراف ما می گذرد مدتهاست به نگارشی آرام و در حاشیه مشغول است اما توجه سایر همکاران به تاملی دوباره برای بازگویی مسائل و مشکلات پیش رو به این شیوه ی واقع گرایانه راه گشایانه را یاداور می شود که در دل خود هم روایت مشکلات اجتماع که در اطراف ما ساری است بازگو می کند هم می تواند حامل واقعیتهای تلخ و ناباورانه ای باشد که در حرفه بر خود ما جاری است. باشد که دست در دست هم بتوانیم پله به پله از این گردنه سرسخت و تنومند پیش رو عبور کنیم.

استقبال رسانه ها نیز از این شیوه ی پردازش به مشکلات و مسائل پیش روی زندگی مردمان نشانگر عمق تاثیرگزاری این روش هاست. شاید زمان آن فرا رسیده تا در کنار تحلیل های حقوقی و مطالب علمی و تحلیلی خود، بازگویه هایی از آنچه در اطرافمان می گذرد چاشنی فضای مجازی حوزه سردفتری کنیم تا دستاوردهای مورد انتظارمان سهل الوصول تر گردند.

بازنشر مطالب اینچنینی فضای مجازی توسط سایر رسانه های پر بیننده، مهر صحتی است بر این تحلیل. به عنوان مثال در این مقوله می توان به بازنشر "ازدواج ها آبکی شده است" نسیم صبح اشاره کرد که نگاهی است گذرا بر فراز و نشیب طلاقهای اجتماع، و ضرورت بازنگری در وضعیت ازدواج و طلاق در جامعه.

یا ازدواج ها آبکی شده یا حوصله ها، پارسینه

ازدواج ها آبکی شده یا حوصله ها؟ ، تابناک

 

نویسنده: رویای مرجانی/مرجان رویایی - ۱۳٩۳/۳/٢٥

با نظر موافق نمایندگان ثبت اسناد و املاک در دفاتر فیزیکی منتفی و دفاتر الکترونیک جایگزین این دفاتر شد.

نمایندگان در نشست علنی امروز (یکشنبه 25 خرداد) مجلس شورای اسلامی در جریان رسیدگی به طرح جامع حدنگار (کاداستر) کشور ماده 7 این طرح را با 140 رأی موافق، یک رأی مخالف و 3 رأی ممتنع از مجموع 203 نماینده حاضر در صحن به تصویب رساندند.

 

براساس ماده 7 سازمان مکلف است دفاتر موضوع قانون ثبت اسناد و املاک و قانون دفاتر اسناد رسمی و مقررات مرتبط با آنها را به صورت الکترونیک و به نحوی که صحت، تمامیت، اعتبار و انکارناپذیری آن تامین شده باشد، در زیرمجموعه مرکز داده‌ها، نظام جامع و سامانه‌های مرتبط، ساماندهی و ایجاد کند.

 

همچنین سازمان مکلف است امکان اتصال دفاتر اسناد رسمی به سامانه‌های مرتبط مذکور و بهره‌برداری از آنها را به نحوی که امکان ثبت بر خط (آن‌لاین) اسناد و معاملات و پاسخ آنی و الکترونیک به استعلامات ثبتی ایجاد شود، فراهم کند.

 

با ایجاد دفاتر الکترونیک مذکور، ثبت در دفاتر فیزیکی منتفی و دفاتر الکترونیک جایگزین دفاتر موجود می‌باشد.

 

براساس تبصره 1 این ماده سازمان مکلف است در راستای الکترونیک کردن دفتر ثبت اسناد رسمی، به نحوی برنامه‌ریزی کند که دفاتر اسناد رسمی، نسخه الکترونیک پشتیبان و غیرقابل تغییر کلیه اسنادی را که به وسیله سردفتر از طریق سامانه الکترونیک سازمان تنظیم می‌شود، بایگانی کنند.

 

همچنین دفاتر اسناد رسمی مکلفند از کلیه اسنادی که در سامانه الکترونیک سازمان تنظیم می‌شود نسخه‌ای چاپی با امضای شخص یا اشخاص ذی‌ربط به‌عنوان پشتیبان تهیه و بایگانی کنند.

 

براساس تبصره 2 این ماده ادارات ثبت اسناد و املاک مکلفند نسخه چاپ شده اسناد حدنگار صادرشده را به‌عنوان پشتیبان نگهداری نمایند.

نویسنده: رویای مرجانی/مرجان رویایی - ۱۳٩۳/۳/٢٤

سالن بیقرار است. بی قرارتر از خرداد 1392. که گامها آنگاه که فقط امید است از زمین تا به آسمان متفاوت تر است از وقتی که تبدیل می شوند به حرکتهایی جدی.

 

روحانی

صدای گامهای رییس جمهور که در سالن می پیچد سالن یکپارچه شور و هیاهو می شود و بغضی که ناخوداگاه میان شوق بسیاری از حضار شکسته می شود... جشن انتظار و امید، استقبالی است و سپاسی است از (به قول مهتاب کرامتی) قدردانی از فاصله گرفتن از 360 روز پیش. و فرصتی برای لحظاتی شنیدن حرف دل مردی از جنس ادب و حرمت و صبوری و حوصله و اقتدار. که در همان چند ساعت نیز نشان داد، بردباری و ادب را مقدم بر تمام ویژگیهای مقتدرانه اش، سرلوحه ی تعاملاتش دارد.

 

حاشیه های جشن «انتظار و امید»

مردمان همه نشسته اند. از همه کسوت. از پیر و جوان، آزاده و خانواده ایثارگر و جانبازان و نخبگان و دانشگاهیان و اقوام و هنرمندان و در یک کلام نمایندگان مردمان این سرزمین امیدوار.

روحانی در جشن انتظار و امید (عکس)

و آنگاه که همگان به احترام سرود ملی برپا می خیزند و زمزمه های لبریز تمنای وحدتی ماندگار به سوی رشد و توسعه ای پر اقتدار نماینده ی یکصدایی حاکم بر سالن می شود...

نماینده ی دانشجویان که صحبت می کند سالن بی قرارتر می شود نماینده ی دانشگاهیان جناب آقای دکتر هاشمی که باستناد تمام اصول شرعی و حقوق اولیه ی بشری نکته سنجانه و ظریف و دقیق سخن از حقوق اساسی به نیکی می رانند سالن را سراسر شعفی عمیق از شیرینی حقوقدانی می کنند. نماینده ی اقوام که صحبت می کنند یکدلی عمیقی تمام یکرنگی کم نظیری را به جمعیت رونق می بخشد و یکدست تشویق حضار نشان پررنگی می شود از همدلی که در افق نگاه همگان این حضور است.

 

 

حاشیه های جشن «انتظار و امید»

مهتاب کرامتی که از گشوده شدن قفلها و امید به گشایش قفلهای بعدی گفت همه همصدا همراهیش کردند و حجت الاسلام نقویان از ضرورت نیک سخن گفتن با دنیا گفت و همسر اولین شهید خلبان که از اعلام حمایتشان از دولت تدبیر و امید گفت و از انتظارات و فردایی که چشم انتظارش هستیم تالار وزارت کشور باز شوری پرتلاطم یافت برای همراهی با تمام کلماتی که آنروز هر کدام به زبانی روایت شد برای مرد اول دولت تدبیر و امید.

و آنگاه که خلبان پیر ایرفرانس (که دست در دست امام (ره) ایشان را برای پیاده شدن از هواپیما در بازگشت شان به ایران همراهی کرده بودند با کلماتی کوتاه و فارسی بسیار سخت از امام گفت و افتخارش به اینکه برای همراهی امام انتخاب شده بوده است و شور یکپارچه ی اهالی تالار بزرگ وزارت کشور برای تقدیر از او، ادای احترامی بود به بنیانگزار جمهوری اسلامی ایران.

و نهایتن موسیقای باران تویی، (گروه چارتار) که بر لبان همه به استقبال سخنرانی ریاست محترم جمهوری رفت، همراه ذهن همگان شد تا برای همیشه یادمان بماند که "باران توئی..."

و آنگاه که سخنان مردی که نماینده اقوام، "پارسای نخبه" اش خوانده بود آغاز شد سکوتی پر تعمق و پر تامل و سرشار از امید و امید و امید تمام سالن را فرا گرفت حتی آن زمان که یک نفر که دلش می خواست دوربینها او را هم شکار کنند از میان جمعیت برخاست و شروع به بلند بلند درددل کردن کرد و با خطاب رشیدپور، مجری برنامه آرام گرفت و تمام سالن یکپارچه به حمایت از رییس جمهور محبوب، یکصدا شد تا تک صدا آرام بگیرد.